أربعینات

چهل حدیث های کوتاه با موضوع های متفاوت

أربعینات

چهل حدیث های کوتاه با موضوع های متفاوت

ما قصد داریم شما را با روایاتی از متون دینی واسلامی آشنا کنیم

طبقه بندی موضوعی
نصایح لقمان حکیم:1- فرزندم هیچ کس و هیچ چیز را با خداوند شریک مکن! 2- با پدر و مادرت بهترین رفتار را داشته باش! 3- بدان که هیچ چیز از خداوند پنهان نمی ماند! 4- نماز را آنگونه که شایسته است بپادار! 5- اندرز و نصیحت دیگران را فراموش مکن! 6- در مقابل پیشامدها شکیبا باش ! 7- از مردم روی مگردان و با آنها بی اعتنا مباش! 8- با غرور و تکبر با دیگران رفتار مکن! 9- در راه رفتن میانه رو باش! 10- بر سر دیگران فریاد مکش و آرام سخن بگو! 11- از طریق اسماء و صفات خداوند او را بخوبی بشناس! 12- به آنچه دیگران را اندرز می دهی خود پیشتر عمل کن! 13- سخن به اندازه بگو! 14- حق دیگران را به خوبی اداء کن! 15- راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار! 16- به هنگام سختی دوست را آزمایش کن! 17- با سود و زیان دوست را امتحان کن! 18- با بدان و جاهلان همنشینی مکن! 19- با اندیشمندان و عالمان همراه باش! 20- در کسب و کار نیک جدّی باش!
۱۳
آذر

چهل مثل از قرآن کریم

پیشگفتار

... وَ تِلکَ الأمثالُ نَضرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُم یَتَفَکَّرُونَ (حشر / ٢١)
«اینها مثالهایى است که براى مردم مى زنیم، شاید در آن بیندیشند!».
کتاب حاضر شامل چهل «مثل» از مثل هاى تعلیمى و تربیتى قرآن مجید، در موضوعهاى مختلف، عقیدتى، اخلاقى، تاریخى، سیاسى و اجتماعى است که به ترتیب از سوره «بقره» تا سوره «تحریم» به شیوه نوینى استخراج شده است؛ نخست پس از ذکر عنوان هر مثل در آغاز صفحه، متن آیه (یا آیات) مورد مثل، همراه ترجمه آورده شده، آنگاه وجه شباهت بین مثل و ممثّل ذکر و در پایان تحت عنوان نکته (یا نکته ها) با استفاده از سخنان پیشوایان دین و نظرات مفسران بزرگ قرآن کریم، درسها، پند آموزیها و عبرت گیریهایى که هدف اصلى از آوردن مثلهاى قرآنى مى باشد، بیان گردیده است.
هدف از گردآورى این مثلها، تنبه و بیدارى و عبرت آموزى است، زیرا استفاده از مثل، یکى از بهترین شیوه ها و مؤثرترین روشها و ساده ترین و عمومى ترین راههاى تربیتى است.


نقش مثالهاى قرآنى در اثبات معارف الهى

در مثالهاى قرآن، نوعا مسائل معنوى، عقلى و عقیدتى که غیر قابل دیدن با چشم سر است، به محسوسات و چیزهاى قابل رؤیت تشبیه شده تا آن مطالب معنوى، در ذهن جایگزین و اطمینان بخش گردد. زیرا انس و الفت انسان بیشتر با محسوسات و اشیاى دیدنى است و حقایق پیچیده عقلى از دسترس افکار تا اندازه اى دورتر مى باشد، مثالها و تشبیهاى معقول به محسوس، آنها را از فاصله دوردست نزدیک مى آورد و در آستانه حس قرار مى دهد.
گاه مى شود یک مثال به جا و مناسب و هماهنگ با مقصود، مطلب را براى همه قابل فهم مى سازد بسیارى از مسائل علمى که در شکل اصلى خودش تنها براى خواص قابل فهم است، و توده مردم استفاده چندانى از آن نمى برند، ولى هنگامى که با مثال آمیخته شد، براى همگان قابل درک مى گردد و هرکس در هر حد و پایه اى از معلومات باشد، مى تواند از آن بهره گیرد. علاوه بر این، مثال هماهنگ و منطبق با مقصود، نقش به سزایى در مجاب کردن و خاموش ساختن افراد لجوج دارد. بنابراین مثل در توضیح و تفهیم و اثبات حقایق و مغلوب کردن لجوجان نقش انکار ناپذیرى دارد.

سفره گسترده و غذاى آماده الهى

رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) طى گفتارى، قرآن کریم را به طعام گسترده الهى تشبیه نموده و فرمودند:
ان هذا القرآن مأدبة الله فتعلموا من مأدبته ما استطعتم؛ (١) این قرآن غذاى آماده الهى است، لذا آنچه توان دارید، از خوان نعمت خداوند بهره جویید».
آرى، قرآن مجید طعام گسترده و سفره پر نعمت الهى است که هر کس به اندازه ظرفیت وجودى خودش، از این خوان پر برکت برخوردار مى گردد؛ دانشمندان، فیلسوفان، عارفان و افراد عامى هر کدام به اندازه توان و پیمانه تفکر و معرفت خویش از آن بهره مند مى گردند.
نکته ظریفى که از این حدیث شریف نبوى (صلى الله علیه و آله و سلم) استفاده مى شود، این است که مى فرماید: قرآن غذاى آماده الهى است، نه سفره گسترده بدون غذا که هرکس غذاى خود را در آن نهد و بخورد. بنابر این کسى که خواسته ها، برداشتها و تفسیرهاى شخصى خود را بر قرآن تحمیل نماید و به عنوان تفسیر و نظر قرآن عرضه کند، هیچ گاه از این خوان گسترده الهى بهره مند نخواهد شد.
شرط برخوردارى از این غذاى آماده معنوى این است که انسان ذهنش را از پیش داوریها و القائات جوى محیط خالى کند و بسان گرسنه اى که خود را محتاج به غذا مى داند، بر خوان الهى مؤدب زانو زند و معارف قرآن را از اهلش و کسانى که این کتاب آسمانى بر آنها نازل شده است، فرا گیرد.

ارکان مثَل و تشبیه

  • حضرت بندگان
۰۷
آبان

چهل حدیث درباره حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها)

http://bayanbox.ir/view/8614544485510878436/156-60009.jpg۱. مامایان بهشتى

امام صادق علیه‏ السلام:

حَضَرَتْ وِلاَدَتُهَا فَوَجَّهَتْ إِلَى نِسَاءِ قُرَیْشٍ وَ بَنِى هَاشِمٍ أَنْ تَعَالَیْنَ لِتَلِینَ مِنِّى مَا تَلِى النِّسَاءُ مِنَ النِّسَاءِ فَأَرْسَلْنَ إِلَیْهَا أَنْتِ عَصَیْتِنَا وَ لَمْ تَقْبَلِى قَوْلَنَا وَ تَزَوَّجْتِ مُحَمَّدا یَتِیمَ أَبِى طَالِبٍ فَقِیرا لاَ مَالَ لَهُ فَلَسْنَا نَجِى‏ءُ وَ لاَ نَلِى مِنْ أَمْرِک شَیْئا فَاغْتَمَّتْ خَدِیجَةُ علیها السلام لِذَلِک فَبَیْنَا هِیَ کذَلِک إِذْ دَخَلَ عَلَیْهَا أَرْبَعُ نِسْوَةٍ سُمْرٍ طِوَالٍ کأَنَّهُنَّ مِنْ نِسَاءِ بَنِى هَاشِمٍ فَفَزِعَتْ مِنْهُنَّ لَمَّا رَأَتْهُنَّ فَقَالَتْ إِحْدَاهُنَّ لاَ تَحْزَنِى یَا خَدِیجَةُ فَأَرْسَلَنَا رَبُّک إِلَیْک وَ نَحْنُ أَخَوَاتُک أَنَا سَارَةُ وَ هَذِهِ آسِیَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ وَ هِیَ رَفِیقَتُک فِی الْجَنَّةِ وَ هَذِهِ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ هَذِهِ کلْثُومُ أُخْتُ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ بَعَثَنَا اللَّهُ إِلَیْک لِنَلِیَ مِنْک مَا تَلِی النِّسَاءُ فَجَلَسَتْ وَاحِدَةٌ عَنْ یَمِینِهَا وَ أُخْرَى عَنْ یَسَارِهَا وَ الثَّالِثَةُ بَیْنَ یَدَیْهَا وَ الرَّابِعَةُ مِنْ خَلْفِهَا فَوَضَعَتْ فَاطِمَةَ طَاهِرَةً مُطَهَّرَة.

الامالى للصدوق، ص۵۹۴، ح۱.

هنگامى که زمان وضع حمل خدیجه فرا رسید، پس کسى را نزد زنان قریش و بنى هاشم فرستاد که بیایید و مرا در امر تولّد فرزند یارى نمایید. آنان در جواب گفتند: چون تو سخن ما را در باره ازدواج با محمّد صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله نادیده گرفتى و با آن مرد فقیر و یتیم ازدواج کردى، پس ما نزد تو نخواهیم آمد و تو را در این امر یارى نخواهیم نمود.

خدیجه از شنیدن این جواب غمگین شد؛ در همان حال چهار زن گندمگون و بلند قد که خدیجه فکر مى‏کرد از زنان بنى هاشم هستند نزد او حاضر شدند، هنگامى که خدیجه آنها را دید اظهار درد و ناراحتى کرد، یکى از آنان گفت: اى خدیجه! نگران نباش، زیرا ما فرستاده خداییم تا تو را در امر زایمان کمک کنیم، ما خواهران تو هستیم، من ساره هستم، و این بانو آسیه دختر مزاحم است که در بهشت دوست و همراه تو خواهد بود، و این مریم دختر عمران، و آن دیگرى کلثم خواهر موسى بن عمران است، پس یکى از آنان در سمت راست خدیجه، و یکى در طرف چپ وى، و دیگرى در مقابل او و چهارمى ایشان در بالاى سر او نشستند، و بدین ترتیب خدیجه، حضرت فاطمه علیها السلام را در حالى که پاک و پاکیزه بود، به دنیا آورد.

http://bayanbox.ir/view/8614544485510878436/156-60009.jpg۲. بهترین زوج

پیامبر خدا صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله:

إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکمْ أَتَزَوَّجُ فِیکمْ وَ أُزَوِّجُکمْ إِلاَّ فَاطِمَةَ فَإِنَّ تَزْوِیجَهَا نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ.

الکافى، ج ۵، ص ۵۶۸، ح ۵۴ .

من هم بشرى مانند شما هستم. از شما زن مى‏گیرم و به شما زن مى‏دهم، مگر فاطمه را که دستور ازدواج او از آسمان نازل شد.

http://bayanbox.ir/view/8614544485510878436/156-60009.jpg۳. بلافاصله ازدواج نمود

امام باقر از پدرانشان علیهم ‏السلام:

إِنَّمَا سُمِّیَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ الطَّاهِرَةَ لِطَهَارَتِهَا مِنْ کلِّ دَنَسٍ وَ طَهَارَتِهَا مِنْ کلِّ رَفَثٍ وَ مَا رَأَتْ قَطُّ یَوْما حُمْرَةً وَ لاَ نِفَاسا.

الفصول المهمة، ابن صباغ، ص ۶۵۱.

فاطمه دختر رسول خدا را به سبب پاک بودنش از هر ننگ و پلیدى، طاهره نامیدند، و او هرگز حیض و نفاس ندید.

http://bayanbox.ir/view/8614544485510878436/156-60009.jpg۴. ستاره درخشان زنان بهشت

امام صادق علیه‏ السلام:

ـ فِى قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى«اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کمِشْکاةٍ»ـ : فَاطِمَةُ علیها السلام، «فِیها مِصْباحٌ» الْحَسَنُ، «الْمِصْباحُ فِى زُجاجَةٍ» الْحُسَیْنُ، «الزُّجاجَةُ کأَنَّها کوْکبٌ دُرِّیٌ» فَاطِمَةُ کوْکبٌ دُرِّیٌّ بَیْنَ نِسَاءِ أَهْلِ الدُّنْیَا، «یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکةٍ» إِبْرَاهِیمُ علیه‏ السلام، «زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ» لاَ یَهُودِیَّةٍ وَ لاَ نَصْرَانِیَّة، «یَکادُ زَیْتُها یُضِى‏ءُ» یَکادُ الْعِلْمُ یَنْفَجِرُ بِهَا، «وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ» إِمَامٌ مِنْهَا بَعْدَ إِمَامٍ، «یَهْدِى اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ» یَهْدِى اللَّهُ لِلْأَئِمَّةِ مَنْ یَشَاء.

الکافى، ج۱، ص ۱۹۵، ح۵.

درباره قول خداى تعالى [در سوره نور، آیه ۳۵] که مى‏فرماید «خدا نور آسمان‏ها و زمین است، و مَثَل نورش همانند چراغدانى است»: آن چراغدان فاطمه علیها السلام است؛ «که در آن‏ چراغى پر فروغ باشد» آن چراغ حسن است؛ «آن چراغ در حبابى قرار گیرد» حباب، حسین است؛ «حبابى شفاف و درخشنده همچون ستاره‏ اى فروزان» فاطمه زهرا بین زنان دنیا و زنان بهشت چون ستاره‏ اى درخشان است؛ « چراغى که افروخته مى‏شود از روغن درخت پربرکتى» آن درخت حضرت ابراهیم علیه‏ السلام است؛ «درخت پربرکت زیتون است که نه شرقى است و نه غربى» نه یهودى است و نه نصرانى؛ «که نزدیکست روغنش برافروزد» علم از او میتراود؛ «اگر چه آتشى باو نرسد، نورى است بر فراز نورى» از فاطمه امامى پس از امامى آید؛ «و خدا هرکس را بخواهد با نور خود هدایت مى‏کند» هر که را خدا بخواهد با امامان رهبرى مى‏کند.

http://bayanbox.ir/view/8614544485510878436/156-60009.jpg۵. زلالِ زلال

  • حضرت بندگان
۲۰
مهر

چهل حدیث زیارت امام حسین ع با پای پیاده

 

امام زمان عج: «نَعَم زِیارَه الحُسَین (ع) فِی لَیلَهِ الجُمعَه اَمانُ مِن النّار یومَ القِیامَه؛

یعنی، آری زیارت امام حسین (ع) در شب جمعه امان از آتش دوزخ در روز قیامت خواهد بود.»(بحار الانوار ، ج 53 ، ص 315)

فضیلت پیاده روی برای زیارت معصومین(ع)

 
از زمان آفرینش حضرت آدم(ع) تاکنون در همة ادیان الهی به زیارت اماکن مقدس سفارش شده و دشواری های راه بر اجر و پاداش معنوی این سفر می افزاید. در مذهب تشیع برای زیارت معصومان(ع) بویژه امام حسین(ع) فضیلت فراوان ذکر شده و نوعی تجدید پیمان استوار با این انوار مقدس در اوج شور و شعور دینی به شمار می رود. همچنین بیانگر این است که شیعیان از اقتدا به سالار شهیدان به خود می بالند و زیر بار زور و ستم نمی روند. زیارت پیادة اربعین امام حسین(ع) از مهمترین زیارتهای شیعیان است که همه ساله با حضور میلیونی شیعیان از سراسر دنیا برگزار می شود و افزون بر روایات فراوانی از معصومان(ع) دراین باره، در سیره عملی علما و مراجع بزرگ شیعه همچون شیخ مرتضی انصاری، میرزا حسین نوری، سید مهدی بحرالعلوم، شیخ جعفر کاشف الغطا و آیت الله مرعشی نجفی نمونه هایی از این پیاده روی معنوی مشاهده می شود.

 

مقدمه

زیارت اماکن مقدس، عبادتی است که قدمت آن به اولین پیامبر خدا آدم ابوالبشر(ع) می رسد. نقل است که او هفتاد مرتبه به خانه خدا سفر کرده است. حال اگر این عبادت همراه با سختی و مشقت باشد، اجر و ثواب بیشتری هم دارد. به ویژه اگر مقصد زیارت، مراقد مطهر یکی از معصومین(ع) باشد و در این بین زیارت مرقد شریف أباعبدالله الحسین(ع) از والاترین و بافضیلت ترین آنهاست؛ چرا که خود معصومین(ع) فرموده اند: همه ما کشتی نجاتیم، ولی کشتی حسین(ع) سریع تر است: «سفینۀ الحسین(ع) أسرع».[2]

از سوی دیگر، زیارت حرمهای اهل بیت رسول الله’ نشانه روشنی از دوستی وافر به این خاندان پاک دارد که زمینه ای مناسب را برای اطاعت از آنان فراهم می کند و تجدید پیمانی محکم با این انوار مقدس است که در اوج شور و شعور دینی صورت می گیرد. زیارت اربعین امام حسین(ع) از جمله این فرصت های ناب است. حرکت جمعیتی چند ده میلیونی و بسیار باشکوه و باعظمت و سرشار از معنویت.

در منابع حدیثی امامیه روایات فراوانی وجود دارد که زیارت امام حسین (علیه‌السّلام) با پای پیاده را تأیید و بدان ترغیب نموده است. بر اساس دسته‌ای از روایات، هر قدمی که در مسیر زیارت امام حسین (علیه‌السّلام) برداشته می‌شود دارای اجر و پاداش است. عنوان «قدم برداشتن» نیز مصداق واضحی برای سفر پیاده است.
  دسته ای دیگر از این روایات به‌طور صریح از این موضوع یاد نموده اند. این روایات با عباراتی مانند: مَنْ اَتَی قَبْرَ الْحُسَینِ (علیه‌السّلام) مَاشِیاً، به چشم می‌خورند. واژه «مَاشِیاً» صراحت در تأکید بر این امر دارد.
مجموع این روایات، مستند قابل قبولی برای جنبه شرعی زیارت امام حسین (علیه‌السّلام) با پای پیاده در ایامی مانند اربعین حسینی است.
برخی از روایات نیز به ذکر پیاده‌روی در حالتی خاص برای امام حسین (علیه‌السّلام) می‌پردازد و یا پیاده روی برای زیارت دیگر معصومین (علیهم‌السّلام) را ترغیب می‌نماید.
همچنین جنبه‌های دیگری از جمله احیای امر اهل‌بیت و...نیز می‌تواند در جنبه شرعی این پیاده روی دخیل باشد؛ زیرا زیارت امام حسین (علیه‌السّلام) با پای پیاده، مصداق بارز احیاء امر اهل بیت (علیهم‌السّلام) است که در احادیث ائمه (علیهم‌السّلام) بر آن تأکید شده است.

بخش اول و دوم این نوشته نگاهی گذراست به روایاتی چند در باب پیاده روی برای زیارت معصومین(ع) خصوصا امام حسین علیه السلام و مراقد مطهر ایشان .

بخش اول: زیارت امام علی علیه السلام با پای پیاده

http://bayanbox.ir/view/5926888457908719986/service0.pngحدیث 1

عن الحسین بن اسماعیل الصیمری «مَنْ زار أمیرالمؤمنین(ع) ماشیاً کَتَبَ الله لَهُ بکُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّۀً و عُمْرۀً فَأِنْ رَجَعَ ماشِیاً کَتَبَ الله له بکُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّتَیْنِ و عُمْرِتَیْنِ»؛[7]

حسین بن اسماعیل صَیْمَری از امام صادق(ع) نقل می کند که فرمود:

هر کسی پیاده به زیارت أمیرمؤمنان (علی بن ابی طالب)(ع) برود، با هر قدمی، خداوند یک حج و یک عمره می نویسد و اگر پیاده بازگردد، خداوند با هر قدمی دو حج و دو عمره برایش نوشته است.

http://bayanbox.ir/view/5926888457908719986/service0.pngحدیث 2

عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِکٍ عَنْ أَخِیهِ جَعْفَرٍ عَنْ رِجَالِهِ یَرْفَعُهُ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ الصَّادِقِ علیه السلام وَ قَدْ ذُکِرَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ فقال: «یا ابْنَ مارِدٍ! مَن زارَ جَدّی عارِفاً بحقّه کتبَ الله لَهُ بکُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةً مَقْبُولَةً و عُمْرَةً مَقْبُولةً (مَبْرورَةً)، وَاللهِ یَا ابْنَ مارِدٍ ما یُطْعِمُ اللهُ النّارَ قَدَماً اغْبَّرتْ فِی زِیارةِ أمیرِالمُؤمِنِینَ(ع) ماشِیاً کانَ اوْ راکباً، یا ابْنَ مارِدٍ اکْتُبْ هذَا الحَدیثَ بِماءِ الذَّهَبِ»؛[8]

در محضر مبارک امام صادق(ع) نام أمیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) بُرده شد. شخصی به نام «ابن مارد» از حضرت پرسید: یا أباعبدالله! کسی که جدّتان أمیرمؤمنان(ع) را زیارت کند، چه ثوابی خواهد داشت؟ امام صادق(ع) فرمود:

ای پسر مارد! کسی که جدم را در حالی که حقّش را می شناسد زیارت کند، خداوند به ازای هر قدمی که برمی دارد، یک حج و عمره مقبول برایش می نویسد. ای پسر مارد! به خدا سوگند، آتش را خداوند بر قدم هایی که در راه زیارت أمیرمؤمنان(ع) غبارآلود شده باشد، مسلّط نمی گرداند؛ چه پیاده آمده باشد، چه سواره. ای پسر مارد! این حدیث را با آب طلا بنویس.

http://bayanbox.ir/view/5926888457908719986/service0.pngحدیث 3

صفوان جمّال می گوید: در سفری به همراه امام صادق(ع) وارد کوفه شدیم؛ حضرت فرمود: ای صفوان! بگو کاروان بایستد؛ این جا قبر جدم أمیرمؤمنان(ع) است. شتر حضرت را خواباندم؛ ایشان پایین آمده و غُسل کردند و لباس های شان را تعویض فرمودند؛ پس کفش های خود را قبل از حرکت از پای درآوردند و به من فرمودند: هرآنچه را که انجام می دهم، تو نیز تکرار کن. پس به طرف تپه های سفیدرنگی حرکت کردند و به من فرمودند:

«قَصِّر خُطاکَ و ألقِ ذَقْنَکَ نَحوَ الأرضِ فَأنَّهُ یُکتَبُ لَکَ بِکُلِّ خُطوَةٍ مِائَةُ ألفِ حَسَنَةٍ و یُمحی عَنکَ مِائةُ ألفِ سَیِّئةٍ و تُرفَعُ لَکَ مِائَةُ ألفِ درجةٍ و تُقْضَی لَکَ مِائَةُ ألفِ حاجَةٍ و یُکتَبُ لَکَ ثَوابُ کُلِّ صِدِّیقٍ و شَهِیدٍ ماتَ أو قُتِلَ ثُمّ مَشی و مَشَیْتُ مَعَهُ و عَلَیْنَا السَکِینَةُ وَالوَقار...»؛[9]

قدم هایت را کوتاه بردار و سرت را پایین بیانداز، به درستی که با هر قدمی، صدهزار حسنه برایت نوشته می شود و صدهزار گناه پاک می گردد و رتبه ات صدهزار درجه بالا می رود و ثواب هر صدیق و شهیدی که کشته شده یا از دنیا رفته، برایت نوشته می شود. سپس حضرت پیاده حرکت کردند و من نیز پیاده حرکت کردم و آرامش سنگینی بر ما حاکم بود.

بخش دوم زیارت امام حسین با پای پیاده

  • حضرت بندگان
۱۸
شهریور

متن عربی

53-  و من کتاب له علیه السلام کتبه للأشتر النخعی لما ولّاه على مصر و أعمالها حین اضطرب أمر أمیرها محمد بن أبی بکر، و هو أطول عهد کتبه و أجمعه للمحاسن :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اللَّهِ عَلِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ مَالِک بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فِی عَهْدِهِ إِلَیهِ حِینَ وَلَّاهُ مِصْرَ جِبَایةَ خَرَاجِهَا وَ جِهَادَ عَدُوِّهَا وَ اسْتِصْلَاحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلَادِهَا أَمَرَهُ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ إِیثَارِ طَاعَتِهِ وَ اتِّبَاعِ مَا أَمَرَ بِهِ فِی کتَابِهِ مِنْ فَرَائِضِهِ وَ سُنَنِهِ الَّتِی لَا یسْعَدُ أَحَدٌ إِلَّا بِاتِّبَاعِهَا وَ لَا یشْقَى إِلَّا مَعَ جُحُودِهَا وَ إِضَاعَتِهَا وَ أَنْ ینْصُرَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِقَلْبِهِ وَ یدِهِ وَ لِسَانِهِ فَإِنَّهُ جَلَّ اسْمُهُ قَدْ تَکفَّلَ بِنَصْرِ مَنْ نَصَرَهُ وَ إِعْزَازِ مَنْ أَعَزَّهُ وَ أَمَرَهُ أَنْ یکسِرَ نَفْسَهُ مِنَ الشَّهَوَاتِ وَ یزَعَهَا عِنْدَ الْجَمَحَاتِ فَإِنَّ النَّفْسَ أَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ اللَّهُ

  • حضرت بندگان
۰۹
شهریور

فهرست مطالب

پیشگفتار 13

1. نشانه های ایمان 15

مقام رضا 16

مقام تفویض 16

مقام تسلیم 17

2. قلب منوّر به نور ایمان 19

3. تفسیر عبادت 23

چگونه فکر کنیم؟ 23

آثار تفکّر 25

4. تفکّر، برترین عبادت! 26

5. رابطه تفکّر و عمل به خوبی ها 29

6. تلاش برای رسیدن به مکارم اخلاقی 31

7. غیرت و دیگر مکارم اخلاق 35

اهمیّت مکارم اخلاق 36

غیرت 39

8. حدّ توکّل و یقین 41

1. توکّل 41

2. یقین 42

3. نترسیدن از غیر خدا 43

9. مقام یقین و رضا 46

معنی عدل و قسط 46

عوامل آسایش و راحتی 47

منشأ ناآرامی ها و مشکلات 48

مشکل مهم بشر در عصر ما 49

10. کمیّت یا کیفیّت 51

ویژگی یقین 51

راه های تحصیل یقین 52

آثار یقین 54

ویژگی های دوام 55

11. گنج یتیمان! 57

آن گنج چه بود؟ 58

1. مرگ و هستی! 59

2. ایمان به قدرت خدا و نگرانی از آینده! 60

3. بی اعتباری دنیا و تکیه زدن بر آن! 60

ادامه روایت 61

12. مقام یقین حضرت علی علیه السلام 63

قنبر کیست؟ 64

مقام عالی یقین مولی علی علیه السلام 65

راه های رسیدن به یقین 68

13. سرآمد طاعت ها 69

چگونه راضی به قضاءالله باشیم؟ 71

فواید راضی بودن به قضاءالله 72

14. نشانه های مؤمن 74

سختی های اجتناب ناپذیر زندگی74

پرهیز از مشکلات خودساخته 75

15. توکّل و آثارش 78

آثار توکل بر خدا 81

16. گفتگوی امام سجّادع وحضرت خضر ع 83

1. مرد سفیدپوش که بود؟ 84

2. فتنه ابن زبیر 85

17. دعا و شکر و توکّل 88

منبع علوم ائمه علیهم السلام 89

شرح و تفسیر روایت 90

18. کظم غیظ 93

1. عزّت نفس 93

2. فرونشاندن خشم 96

19. به غیرخدا امید مبند 98

1. توحید افعالی 99

2. کمک گرفتن از دیگران 100

3. از هرکسی تقاضای کمک مکن 100

20. وصیّت نامه لقمان حکیم 103

خوف و رجا در عالم تکوین و تشریع 104

21. خدا تو را می بیند 107

نکته اوّل: معرفت خدا 108

نکته دوم: علم گسترده خدا 109

نکته سوم: نظارت الهی 110

22. خوف از خدا 112

رابطه بین ترس ازخدا ونترسیدن ازغیرخدا 112

خوف از خدا یعنی چه؟ 113

23. امید و عمل 117

1. تحریف در مفاهیم اسلامی 118

2. عوامل تحریف 119

3. استدلال زیبای امام علیه السلام 120

24. خوف و تقوا 121

گستره عبادات 122

ارتباط خوف و تقوا 122

کلامی از علامه مجلسی رحمه الله 123

عشق به مقام و شهرت 125

25. مؤمن بین دو خوف است 127

1. خطبه های باقی مانده 128

2. اهمیّت خطبه در مقایسه با حدیث 128

3. خوف از گذشته و آینده 128

4. دستورالعمل پیامبر ص 130

5. هشدار 131

26. مقام ربّ 132

داود رِقّی کیست؟ 132

تفسیر قرآن به قرآن 133

جنّتان چیست؟ 134

مقام رب چیست؟ 134

27. به اعمالت دل مبند 136

حقیقت پاداش اعمال 137

ثمرات این دیدگاه 140

28. حسن ظن به خدا 141

برید بن معاویه کیست؟ 141

کتاب علی علیه السلام ! 142

معنای حسن ظن به خدا 142

ریشه حسن ظنّ بالله 143

29. ویژگی های سیزده گانه مؤمن 146

30. ارکان ایمان 152

ارتباط این چهار رکن 152

مثالی روشن 154

چرا این چهار چیز ارکان ایمان اند؟ 154

حوادث تلخ و شیرین دنیا 155

31. حجاب های معرفت 157

معنای هیهات 157

تصوّر،یک چیز است،واقعیّت،چیز دیگر 158

ریشه تعصّب 158

راز گمراهی بسیاری از مسلمانان 159

اولوا الامر از منظر شیعه 161

اولوا الامر از نظر اهل سنّت 162

32. نشانه های سه گانه ایمان 164

1. صبر و بردباری 164

2. شکر و قدردانی 165

3. راضی به قضای الهی 166

33. اسلام و ایمان و یقین 168

برتری ایمان بر اسلام 168

برتری یقین بر ایمان 169

تفسیر یقین در کلام امام مجتبی ع 172

34. صفات ده گانه پیامبران 173

1. یقین 174

2. قناعت 174

3. صبر 175

4. شکر 175

5. بردباری 175

6. حسن خلق 176

7. سخاوت 177

8. غیرت 177

9. شجاعت 177

10. مروّت 178

11 و 12. صداقت و امانت 178

35. طعم ایمان 179

قضای قطعی و معلّق 179

آثار و برکات این باور 181

36. قدرت فوق العاده خداوند 183

1. پشه، قاتل نمرود! 184

2. کلوخ، عامل شکست فیل سواران! 184

3. موش ها مأمور نابودی تمدّنی بزرگ! 185

4. سنگی که طاغوتی را از پای درآورد! 186

37. مقام رضا 187

تفضّل یا استحقاق؟ 190

غرور، ممنوع! 191

38. عوامل رسیدن به مقام صدیقین 193

مهم ترین مشکل دنیای امروز 193

نمونه هایی از قرآن 194

یوسف علیه السلام در درون چاه 195

مادر حضرت موسی علیه السلام 195

حضرت موسی علیه السلام 196

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله 197

39. افسوس گذشته 199

1. درباره گذشته افسوس مخور 199

2. آثار ایمان به صفات خدا 200

3. به فکر آینده باش 200

40. غذای حلال 202

ارتباط غذاها با مسائل اخلاقی 202

فهرست منابع و مآخذ 205

ص: 12

http://bayanbox.ir/view/9144066839667063574/%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB%D9%87%D8%A7.png پیشگفتار

  • حضرت بندگان
۱۸
تیر
چهل حدیث ها 1 - خداشناسى
چهل حدیث ها 2 - یاد خدا
چهل حدیث ها 3 - رابطه با خدا
چهل حدیث ها 4 - قرآن
چهل حدیث ها 5 - پیامبر
چهل حدیث ها 6 - ائمه
چهل حدیث ها 7 - نماز
چهل حدیث ها 8 - روزه
چهل حدیث ها 9 - امر به معروف
چهل حدیث ها 10 - جهاد
چهل حدیث ها 11 - توکل
چهل حدیث ها 12 - دعا
چهل حدیث ها 13 - شکر
چهل حدیث ها 14 - تقوا
چهل حدیث ها 15 - نیت
چهل حدیث ها 16 - دانش
چهل حدیث ها 17 - نادانى
چهل حدیث ها 18 - عقل
چهل حدیث ها 19 - مکارم الاخلاق
چهل حدیث ها 20 - اخلاق
چهل حدیث ها 21 - وفاى به عهد
چهل حدیث ها 22 - گذشت
چهل حدیث ها 23 - راستگویى
چهل حدیث ها 24 - دروغگویى
چهل حدیث ها 25 - گشاده رویى
 
چهل حدیث ها 26 - حیا
چهل حدیث ها 27 - مدارا
چهل حدیث ها 28 - انصاف
چهل حدیث ها 29 - دوستى
چهل حدیث ها 30 - مشورت
چهل حدیث ها 31 - شجاعت
چهل حدیث ها 32 - بردبارى
چهل حدیث ها 33 - خشم
چهل حدیث ها 34 - مردانگى
چهل حدیث ها 35 - سخاوت
چهل حدیث ها 36 - اسراف
چهل حدیث ها 37 - قناعت
چهل حدیث ها 38 - حرص
چهل حدیث ها 39 - رحم
چهل حدیث ها 40 - غبطه
چهل حدیث ها 41 - حسد
چهل حدیث ها 42 - امانتدارى
چهل حدیث ها 43 - اصلاح بین مردم
چهل حدیث ها 44 - تشکر از مردم
چهل حدیث ها 45 - نصیحت
چهل حدیث ها 46 - تواضع
چهل حدیث ها 47 - تکبر
چهل حدیث ها 48 - صبر
چهل حدیث ها 49 - محبت
چهل حدیث ها 50 - کینه
 
چهل حدیث ها 51 - عزت
چهل حدیث ها 52 - ذلت
چهل حدیث ها 53 - غیرت
چهل حدیث ها 54 - همت
چهل حدیث ها 55 - روانشناسى
چهل حدیث ها 56 - زبان
چهل حدیث ها 57 - غیبت
چهل حدیث ها 58 - سلام
چهل حدیث ها 59 - شوخى
چهل حدیث ها 60 - حلال
چهل حدیث ها 61 - حرام
چهل حدیث ها 62 - روزى
چهل حدیث ها 63 - افزایش روزى
چهل حدیث ها 64 - قرض
چهل حدیث ها 65 - ربا
چهل حدیث ها 66 - صدقه
چهل حدیث ها 67 - ورزش
چهل حدیث ها 68 - مسافرت
چهل حدیث ها 69 - پدر و مادر
چهل حدیث ها 70 - ازدواج
چهل حدیث ها 71 - مرد
چهل حدیث ها 72 - زن
چهل حدیث ها 73 - فرزند
چهل حدیث ها 74 - جوان
چهل حدیث ها 75 - تربیت
چهل حدیث ها 76 - خانواده
چهل حدیث ها 77 - یتیم
چهل حدیث ها 78 - میهمان
چهل حدیث ها 79 - همسایه
چهل حدیث ها 80 - صله رحم
چهل حدیث ها 81 - شیطان
چهل حدیث ها 82 - گناه
چهل حدیث ها 83 - انواع گناه
چهل حدیث ها 84 - آثار گناه
چهل حدیث ها 85 - پاک کننده گناه
چهل حدیث ها 86 - توبه
چهل حدیث ها 87 - حکومت
چهل حدیث ها 88 - جامعه شناسى
چهل حدیث ها 89 - حق
چهل حدیث ها 90 - عدالت
چهل حدیث ها 91 - ظلم
چهل حدیث ها 92 - آزادى
چهل حدیث ها 93 - طب
چهل حدیث ها 94 - عیادت
چهل حدیث ها 95 - پاکیزگى
چهل حدیث ها 96 - مسواک
چهل حدیث ها 97 - عطر
چهل حدیث ها 98 - خواص خوراکیها
چهل حدیث ها 99 - بهشت
چهل حدیث ها 100 - جهنم

یک هزار حدیث در یک صد موضوع

52 - ذلت

  • حضرت بندگان
۱۸
تیر
چهل حدیث ها 0 - مقدمه
چهل حدیث ها 1 - خداشناسى
چهل حدیث ها 2 - یاد خدا
چهل حدیث ها 3 - رابطه با خدا
چهل حدیث ها 4 - قرآن
چهل حدیث ها 5 - پیامبر
چهل حدیث ها 6 - ائمه
چهل حدیث ها 7 - نماز
چهل حدیث ها 8 - روزه
چهل حدیث ها 9 - امر به معروف
چهل حدیث ها 10 - جهاد
چهل حدیث ها 11 - توکل
چهل حدیث ها 12 - دعا
چهل حدیث ها 13 - شکر
چهل حدیث ها 14 - تقوا
چهل حدیث ها 15 - نیت
چهل حدیث ها 16 - دانش
چهل حدیث ها 17 - نادانى
چهل حدیث ها 18 - عقل
چهل حدیث ها 19 - مکارم الاخلاق
چهل حدیث ها 20 - اخلاق
چهل حدیث ها 21 - وفاى به عهد
چهل حدیث ها 22 - گذشت
چهل حدیث ها 23 - راستگویى
چهل حدیث ها 24 - دروغگویى
چهل حدیث ها 25 - گشاده رویى
 
چهل حدیث ها 26 - حیا
چهل حدیث ها 27 - مدارا
چهل حدیث ها 28 - انصاف
چهل حدیث ها 29 - دوستى
چهل حدیث ها 30 - مشورت
چهل حدیث ها 31 - شجاعت
چهل حدیث ها 32 - بردبارى
چهل حدیث ها 33 - خشم
چهل حدیث ها 34 - مردانگى
چهل حدیث ها 35 - سخاوت
چهل حدیث ها 36 - اسراف
چهل حدیث ها 37 - قناعت
چهل حدیث ها 38 - حرص
چهل حدیث ها 39 - رحم
چهل حدیث ها 40 - غبطه
چهل حدیث ها 41 - حسد
چهل حدیث ها 42 - امانتدارى
چهل حدیث ها 43 - اصلاح بین مردم
چهل حدیث ها 44 - تشکر از مردم
چهل حدیث ها 45 - نصیحت
چهل حدیث ها 46 - تواضع
چهل حدیث ها 47 - تکبر
چهل حدیث ها 48 - صبر
چهل حدیث ها 49 - محبت
چهل حدیث ها 50 - کینه
چهل حدیث ها 51 - عزت
چهل حدیث ها 52 - ذلت
چهل حدیث ها 53 - غیرت
چهل حدیث ها 54 - همت
چهل حدیث ها 55 - روانشناسى
چهل حدیث ها 56 - زبان
چهل حدیث ها 57 - غیبت
چهل حدیث ها 58 - سلام
چهل حدیث ها 59 - شوخى
چهل حدیث ها 60 - حلال
چهل حدیث ها 61 - حرام
چهل حدیث ها 62 - روزى
چهل حدیث ها 63 - افزایش روزى
چهل حدیث ها 64 - قرض
چهل حدیث ها 65 - ربا
چهل حدیث ها 66 - صدقه
چهل حدیث ها 67 - ورزش
چهل حدیث ها 68 - مسافرت
چهل حدیث ها 69 - پدر و مادر
چهل حدیث ها 70 - ازدواج
چهل حدیث ها 71 - مرد
چهل حدیث ها 72 - زن
چهل حدیث ها 73 - فرزند
چهل حدیث ها 74 - جوان
چهل حدیث ها 75 - تربیت
 
چهل حدیث ها 76 - خانواده
چهل حدیث ها 77 - یتیم
چهل حدیث ها 78 - میهمان
چهل حدیث ها 79 - همسایه
چهل حدیث ها 80 - صله رحم
چهل حدیث ها 81 - شیطان
چهل حدیث ها 82 - گناه
چهل حدیث ها 83 - انواع گناه
چهل حدیث ها 84 - آثار گناه
چهل حدیث ها 85 - پاک کننده گناه
چهل حدیث ها 86 - توبه
چهل حدیث ها 87 - حکومت
چهل حدیث ها 88 - جامعه شناسى
چهل حدیث ها 89 - حق
چهل حدیث ها 90 - عدالت
چهل حدیث ها 91 - ظلم
چهل حدیث ها 92 - آزادى
چهل حدیث ها 93 - طب
چهل حدیث ها 94 - عیادت
چهل حدیث ها 95 - پاکیزگى
چهل حدیث ها 96 - مسواک
چهل حدیث ها 97 - عطر
چهل حدیث ها 98 - خواص خوراکیها
چهل حدیث ها 99 - بهشت
چهل حدیث ها 100 - جهنم
 

 یک هزار حدیث در یک صد موضوع

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

  • حضرت بندگان
۱۸
تیر
  • حضرت بندگان
۰۲
تیر
  • حضرت بندگان
۰۲
تیر
  • حضرت بندگان